پیک اطلاع رسانی بچه های تجارت الکترونیک
پیک اطلاع رسانی بچه های تجارت الکترونیک

پیک اطلاع رسانی بچه های تجارت الکترونیک

یک بام و دو هوا!!

سال‌ها پیش ، پیر زنی با دختر و پسرش و داماد و عروسش با هم زندگی می‌کردند. در یک شب گرم تابستون ، همه روی پشت بوم خونه خوابیده بودند. یک طرف بام ، عروس و پسرش خوابیده بودند و طرف دیگر بام ، دختر و دامادش. پیرزن دید که پسر و عروسش به هم چسبیده خوابیدن ، بیدارشون کرد و گفت: تو این هوای به این گرمی خوب نیست به هم چسبیده باشید ، از هم جدا بخوابید!  پیرزن نگاهی به دختر و دامادش در طرف دیگر بام انداخت و دید که اون دو با فاصله از هم خوابیدن برا همین گفت: توی هوای به این سردی ، خوب نیست از هم جدا بخوابید. بروید کنار هم!!  عروس که این طور دید بلند شد و گفت:

قربون برم خدا را

یک بام و دو هوا را

یک بر ، بامِ زمستون

یک بر ، بومِ تابستون

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.