وقتی رابطه های متعدد را در طول زمان تجربه میکنیم ، کم کم به این نتیجه میرسیم که انگار انسان درست وجود نداره و فقط با نمونه های متنوعی از انسانهای نادرست آشنا شده ایم! همیشه هم می پرسیم چرا چنین است! شاید چون خود ما هم یکی از همین نمونه های انسانهای نادرست هستیم و به دنبال کسی میگردیم که نادرستی مکمل ما را داشته باشه!. شاید بلوغ ، پذیرفتن نادرستی های خودمون باشه! تلاش برای تغییر دادن شون و انتخاب شیوه هایی از نادرستی که برای خودمون و دیگران کمترین هزینه را داشته باشه. اون روز به دنبال انسان نادرست دوست داشتنی زندگی خودمون میگردیم و به چشماش نگاه میکنیم و می بینیم که آنقدر دوستش داریم که بگیم این همان مشکلیه که حاضرم یک عمر با اون زندگی کنم!!!!